أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
259
قانون ( فارسى )
11 - اگر بيمارى سخت است و دهان بيمار مداوم باز ماند ، دليل بدحالى بيمارى است . 12 - خشكى زبان بيش از حد و به افراط خوب نشانى نيست . 13 - گويند اگر در اثناى بيمارى - كه تب شديد باشد - تاول مانندهايى شبيه به دانه نخود سياه يا شبيه به كرچك دانه بر زبان بيمار پديد آمد ، آژير مرگ زودرس است . و در چنين حالتى بيمار اشتهاى خوردن چيزهاى گرم را دارد . 14 - در اثناى بيمارى سخت ، زبر شدن زبان دليل مبتلا شدن به بيمارى سرسام است . امّا وقتى كه زبان بيمار را زبر مىبينى يا مىبينى كه زبان بيمار در اثناى بيمارى تغيير رنگ داده است ، بايد براى نتيجهگيرى به تحقيقات بيشتر بپردازى ؛ كه ممكن است بيمار چيزى خورده است كه زبانش را رنگآميزى كرده يا چنان چيزى خورده باشد كه سبب زبرى زبان گشته است . اين را نيز بدان ! كه وقتى خلطى در بدن چيرگى يابد سبب رنگآميزى زبان نمىگردد . اين رنگ تغيير دادن زبان از خلط چيره در بدن وقتى به وقوع مىپيوندد كه گوهر خلط يا بخار برخاسته از خلط از اندامى كه مركز خلط است و با زبان ارتباط دارد ، بالا آيد و تأثير بر زبان بگذارد . نشانى از گلو و مرى 1 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، در روز غير روز بحرانى بيمار بهطور ناگهانى به حالت خفگى دچار گردد ، نشان از بدحالى بيمار دارد . 2 - اگر حالت خفگى ناگهانى و در غير روز بحرانى به بيمار دست دهد و كف دهان همراه نداشته باشد باز كمتر جاى نگرانى است . كف بر دهان آوردن بيمار در حال خفگى در اثناى بيمارى حتما وقتى پيدا مىشود كه حرارت قلب به حدى رسيده باشد كه حجاب و ريه را از كار اندازد و بيمار نتواند به درستى و طبيعى نفس بكشد ؛ كه اين حالت اگر رخ داد يا اگر ورم در گلو پيدا شد بدان ! كه حال بيمار بسيار زار است . و ممكن است حالت خفگى همراه كف بر دهان آوردن در بسيارى از حالات و بلكه در اكثر حالات سببش از مغز باشد . خلاصهء كلام اگر در حالت حرارت بسيار زياد خفگى سخت بر بيمار رو مىآورد ، بدان ! كه مرگ به بيمار چشم دوخته است ؛ زيرا قلب از شدت حرارتى كه از بيمارى دريافت كرده است نياز به نسيم خنك دارد كه از راه نفس بدان برسد . درحالىكه راه اين نسيم خنك بر قلب بسته شده است ، در نتيجه قلب شعلهور مىشود و سوء مزاج قلب به منتهى درجه مىرسد و ديگر زندگى را تحمل نمىكند . 3 - اگر بيمار در اثناى بيمارى گردنش كج شد و با گردن كجى نتوانست لقمه را ببلعد ، سببش از دو حالت خارج نيست : يا مهرهء گردنش از جا دررفته است ؛ و يا خشكى شدت يافته است . كه در هر دو حالت نشانى خوبى نيست . و از هر دو حالت بدتر آن است كه گردن كج شدن و بلعيدن نتوانستن همراه حرارت تب باشد . 4 - اگر بيمار در حالت بيمارى سخت ، با زحمت زياد و به دشوارى لقمه را مىبلعد ، نويد خوبى